عده ای که سوار بر یک دلیجان در حال سفر هستند با تهدیدی روبرو می شوند و در طی مسیر خود کم کم با یکدیگر آشنا می شوند
به من میگن پاگنده
شاهین مالت
دیوانه از قفس پرید
اعتراف میکنم
جاسوسی که از سردسیر آمد
چه سرسبز بود درهٔ من
شاهدی برای تعقیب
خرابکاری