گروهی از سربازان به رهبری سروان پی یر کوردونا و هم راهش توسکارورا محموله ای از طلا را از قطار شمالی ها می دزدند و سرهنگ کورد مک نالی را نیز گروگان می گیرند. مک نالی بعد از مدتی به دنبال خائنین می رود.
روزی روزگاری در غرب
بیست و چهار ساعت در لومان
راننده
روزهای خشم
پول را بردار و فرار کن
شاهدی برای تعقیب
فرار به سوی پیروزی
ایستگاه قطبی زبرا